هزینه واقعی صرفنظر کردن از نگهداری دستگاه آبسترهکش
دستگاه آبسترهکش پرده که روزانه هشت تا ده ساعت کار میکند، تحت فشار تجمعی بیشتری قرار دارد تا آنچه اپراتورها معمولاً در نظر میگیرند. میله سوزن هزاران بار در ساعت حرکت نوسانی انجام میدهد، مکانیزم دندانههای تغذیه با وزنهای مختلف پارچه در تعامل است و زمانبندی قلاب بهصورت تدریجی تغییر میکند مگر اینکه کسی بهطور فعال آن را بررسی کند. دستگاههایی که در بدترین لحظه ممکن برای تعمیرات غیرمنتظره از خط تولید خارج میشوند، تقریباً همیشه دستگاههایی هستند که نگهداری اولیه در مورد آنها بهعنوان یک امر اختیاری در نظر گرفته شده است. افزایش عمر دستگاه به انجام کارهای بیشتر مربوط نیست، بلکه به انجام کارهای خاص بهصورت منظم و پیوسته بستگی دارد.
درک نقاطی که دستگاههای آبسترهکش واقعاً ساییده میشوند
پیش از پرداختن به روشهای عملی، درک مکانیزم واقعی سایش مفید است. در دستگاه دوخت آبسترهکش با دوخت قفلی، سه ناحیهای که سریعترین سایش را تجربه میکنند عبارتند از:
۱. مجموعه قلاب چرخان – نقطه قلاب و رینگ جعبه پیچک با گذشت زمان در اثر اصطکاک نخ دچار ایجاد خراشهای میکروسکوپی میشوند که در نهایت منجر به رد شدن دوختها و سپس پارگی میگردد.
۲. دندانههای صفحه تغذیه – این دندانهها در اثر تماس با پارچههای مصنوعی ساینده فرسوده شده و قدرت گیرش خود را از دست میدهند که باعث نامنظم شدن فاصله دوختها و چروکیدگی لبهها میشود.
۳. بوشینگ میله سوزن – با فرسودگی بوشینگ، بازی عرضی ایجاد میشود که زمانبندی سوزن نسبت به قلاب را مختل کرده و حلقههای نامنظم ایجاد میکند.
استاندارد سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) با شماره ISO 10216 در زمینه آزمون عملکرد دستگاههای دوخت، دقت زمانبندی قلاب را بهعنوان یکی از متغیرهای اصلی عملکردی تعیین کرده است و دادههای میدانی از تکنسینهای تعمیر دستگاههای دوخت بهطور مداوم نشان میدهد که فرسودگی قلاب مهمترین عامل شکستهای رخداده در میانهٔ فرآیند دوخت بر روی پارچههای سنگین است.
برنامههای روانکاری که در عمل واقعاً مؤثر هستند
بیشتر راهنماهای ماشینها فواصل روانسازی را بر اساس زمان مشخص میکنند (هر ۸ ساعت، هر ۴۰ ساعت). در عمل، این فواصل برای شرایط متوسط تنظیم شدهاند و تولید پردهها اغلب به دلیل ترکیبات پارچهای غنی از مواد سنتتیک و چرخههای کاری پیوسته، گرمتر از حد متوسط انجام میشود. یک معیار قابلاطمینانتر برای محیطهای تولیدی با ظرفیت بالا، برنامهریزی روانسازی بر اساس ترکیبی از ساعات کارکرد و نوع پارچه است؛ بهطوریکه هنگام پردازش پارچههای پوششدار یا بهشدت چسبیده، روانسازی را در فواصل کوتاهتری انجام دهید.
| نوع بافت | معیار توصیهشده برای روانسازی | نکات کلیدی |
|---|---|---|
| نیمهشفاف / سبکوزن | هر 40 ساعت کارکرد | روغن استاندارد؛ از روانسازی بیشازحد در نزدیکی مسیر پارچه خودداری کنید |
| ضد نور / پوششدار | هر ۲۰ ساعت کارکرد | در هر چرخه، مسیر قلاب را برای وجود باقیماندههای پوشش بازرسی کنید |
| پارچههای سنگین با افتادگی زیاد / زیرپوش | هر ۲۵ ساعت کارکرد | همزمان با روانسازی، وضعیت دندانههای دستگاه تغذیه را نیز بازرسی کنید |
| درز ذوبشونده / چسباندهشده | هر ۱۵ ساعت کارکرد | قبل از روغنکاری، باقیمانده چسب را از ناحیه قلاب پاک کنید |
استفاده از درجه روغن نامناسب به اندازه کمبود روغنکاری آسیبزا است. روغنهای با ویسکوزیته بالا در مکانیزمهای سریعرو، باعث افزایش دما میشوند. روغن ماشین خیاطی که مطابق استاندارد ISO VG 7 یا VG 10 تأیید شده باشد، محدوده مناسبی برای اکثر ماشینهای صنعتی تاکید درز پرده است.
انتخاب سوزن بهعنوان یک متغیر نگهداری
وضعیت سوزنها اغلب به عنوان یک مسئله نگهداری نادیده گرفته میشود، زیرا سوزنها ارزان هستند و اپراتورها معمولاً تنها پس از شکستن قابلمشاهده آنها را عوض میکنند. مشکل این است که سوزن ممکن است خیلی قبل از شکستن ظاهری، دارای لبهای تیز (بر) یا انحنای جزئی شود و این سوزن معیوب باعث ایجاد پارگیهای میکروسکوپی در پوششهای سنتتیک میشود و از طریق تشکیل حلقههای نامتعادل، سایش اهرم گیرنده را افزایش میدهد. یک واحد تولیدی در شمال جیانگسو که عملیات لبهدار کردن پردههای ضد نور را انجام میداد، مشاهده کرد که جایگزینی سیاست تعویض واکنشی سوزن (یعنی تعویض پس از شکستن) با سیاست پیشگیرانه مبتنی بر بازه زمانی (یعنی تعویض هر ۶ تا ۸ ساعت کار مداوم روی پارچههای پوششدار) در طی یک دوره ششماهه، فراوانی تعویض اهرم گیرنده را بهطور قابلتوجهی کاهش داد.
سازگانی سیستم سوزن نیز اهمیت دارد. استفاده از سیستم سوزنی که با هندسه اهرم گیرنده دستگاه مطابقت نداشته باشد، مزیت مکانیکی اهرم گیرنده را هدر میدهد و سایش زودرس هر دو قطعه را بهوجود میآورد.
کشش مسیر نخ بهعنوان ابزاری تشخیصی
قبل از اینکه دستگاه دوخت لبه (Hem Machine) علائم مرئی سایش را نشان دهد، معمولاً مشکلات را از طریق رفتار نخ اعلام میکند. تنظیم نامنظم کشش نخ بالایی، ایجاد حلقههای نخ در زیر لبه دوخت یا پارگی نخ در سرعت بالا، همگی میتوانند نشاندهنده سایش یاتاقانها یا انحراف در زمانبندی قلاب (Hook Timing) باشند، نه مشکلات مربوط به کیفیت نخ. انجام یک بررسی ساده کشش با استفاده از دستگاه کشش فنری (Spring-Balance Gauge) و مقایسه آن با مشخصات فنی دستگاه حدود سه دقیقه زمان میبرد و میتواند مشکلات در حال شکلگیری را ماهها قبل از ایجاد توقف تولید شناسایی کند.
مکانیزم تغذیه نیز ارزش بررسی همزمان دارد. یک لایه تکی از پارچه تولیدی را بدون عبور نخ زیر پايه فشاردهنده (Presser Foot) قرار دهید، دستگاه را برای طی مسافت یک متر راهاندازی کنید و سپس علامتهای تغذیه را از نظر یکنواختی بررسی نمایید. فاصلهگذاری نامنظم یا قطع شدن علامتها نشاندهنده سایش دندانههای تغذیه (Feed Dog) یا نامنظمی در زمانبندی آنهاست.
تدوین یک سجل عملی نگهداری برای خط تولید
ماشینهایی که بهطور مداوم بین بازسازیهای اصلی، زمان طولانیتری کار میکنند، ماشینهایی هستند که سوابق نگهداری ساده و قابل مشاهدهای به آنها متصل است. یک صفحه ثبتنام که تاریخ روانکنندهزنی، تعویض سوزن، نتیجه بررسی تنظیم کشش و هرگونه ناهنجاری صوتی یا ارتعاشی را ثبت میکند، تصویری شفاف از تاریخچه خدمات ماشین را در اختیار هر تکنسینی که با آن کار میکند قرار میدهد. این روش همچنین بدون ایجاد بوروکراسی اضافی، پاسخگویی را تقویت میکند.
سیستمهای دیجیتالی برای ردیابی نگهداری برای این منظور وجود دارند، اما یک کارت لامینهشده روی ماشین برای اکثر راهاندازیهای تولید پرده با مقیاس کوچک تا متوسط بههمان اندازه مؤثر است. فرمت اهمیت کمتری دارد تا ثبات در انجام این کار.
ریدونگ ماشینهای دوخت لبه پرده خود را با نقاط خدمات قابل دسترس، دریچههای استاندارد روغنکاری و مجموعههای قلاب طراحیشده برای افزایش فواصل زمانی خدمات، طراحی کرده است؛ بنابراین اجرای نگهداری سیستماتیکی که در اینجا توصیف شده، در سرعت خط تولید امکانپذیر میشود و نیازی به خارج کردن تجهیزات از خط تولید برای دورههای طولانی خدمات نیست.